سخنگاه كاشمريها
قهر ميكنيم!
چرا؟ نميدانم، اما هرچه هست، مدتي است دچار يأس و نا اميدي شدهام!
با خودم ميگويم، بلانسبت شما؛ آخه آدم حسابي! وبلاگ نويسي هم شد كار! اونم براي كاشمر، اونم براي بعضيها كه اصلاً نميدانند وبلاگ يعني چي؟!
جداً دوستان، تا حالا فكر كرديد ما براي كي مينويسيم؟ چند درصد مخاطب داريم؟ اصلاً اونايي كه بايد، ميخونن؟ اصلاً بخوننم در اِشون تأثيري داره؟ اصلاً ميگن منش به چند؟!
نه، تو رو خدا تا حالا به اين موضوع فكر كرديد؟
واقعاً فكر ميكنيد بيشتر از يك درصد از مردم كاشمر وبلاگ خوان نيستن؟
من كه بعيد ميدونم بيشتر باشن؛ حالا چون شما اصرار ميكنيد، ولش كن، آتيش ميزنم به حدسم، ميگم يك و نيم درصد!
آقا! اصرار نكن! به مرگ بي بي جونم بيشترش نميكنم!
خوب اين درصد اندك كه هرچي رو ما ميگيم از بَر دارن، چون خودشونم اين كارهاند! پس ما براي كي مينويسيم؟
براي خودمون مينويسيم كه آروم بشيم! به تعبيري داريم بيرون ميريزم كه تخليه بشيم! مگه اينجا تخليه خونه است؟! بد فكر نكنيد،منظورم تخليهي باره ها!
فكر ميكنم بهجاي اينكه اينجا وقت تلف كنيم بيفايده، بريم با چهار نفر صحبت كنيم و روشنشون كنيم بيشتر اثر داره. نظر شما چيه!
البته نميخوام بگم كاملاً بيفايده است ها چون بعضي وقتا ميبينم بعضي مطالب همچون نشادر كار ميكنه! چنانكه مطلب تسلط غريب الغرابات ها بر كاشمر رو كه زدم، خبر رسيد كه بعضي غريبهها دارن زنجير ميجوند و از خشم و فشار، شلوار خيس ميكنند ظاهراً حكايت فشار به پاينه!
اگه غير از اين باشه، ديگه اميدي نيست، پس ما هم ناراحت ميشيم و قهر ميكنيم و ميريم سراغ همون وبنوشت ديده و دلمون، لااقل اونجا هر از گاهي يكي مياومد خداقوتي ميداد، چهار تا شعر عشقولانه از خودش درميكرد ميرفتي تو حال! حاليمون نميشد تو كاشمر چه خبر! كمتر غصه ميخوردي!
حالا چي ميخوام بگم؟ ميخوام بگم ما قهر ميكنيم.
خوب فكر ميكنيد اونا چي ميگن؟
ميگن: زَت زياد!
راستي نكنه حكايت ما حكايت پشه و فيله باشه؟ حكايتش رو نميدونيد؟
ميگن: پشهاي چند سالي رو روي پشت فيل نشسته بود و با او جا بجا ميشد. يك روز تصميم گرفت از پيش فيل بره، اومد عذرخواهي گفت ببخشيد ما اين مدت خيلي ازيتتون كرديم. فيله با تعجب پرسيد شما؟
گفت: منم؛ همون كسي كه چند ساله رو پشت شما نشسته بودم. فيل خندهاي كرد و گفت من كه اصلاً نفهميدم كي اومدي و كي رفتي!!!
حالا ما محكم ميزنيم به صفحه كليد و 15 روز قهر ميكنيم ببينيم اصلاً فيلا ميفمن كه ما رفتيم!
محكم زديم؛ تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقّ!

