سخنگاه كاشمريها
طلوع ماه عاشقی و فصل سبز نو شدن، بر شما همراهان و گرامیان مبارک و طاعاتتان مقبول درگاه حق باشد. انشاالله
جمعی از دوستان از گوشه نشینی و عزلتم میپرسن و براشون جای سؤاله که کجام و چیکار میکنم و چرا وب نوشتام فعال نیست!
راستش، این تابستونی رو درس نگرفتم و فارغ از جنجالهای بیپایان سیاسی و حرفهای صد من یک قرون، خونه نشستم و کارهای ناتمومم رو تموم کردم. ثمرهاش شد سه کتاب که دو تای آن با نامهای " دیده و دل" و " سودای عشق " رفت برای چاپ و اثر سومم با نام " یادی از ستاره ها" در دست ویرایش نهایی است. ضمناً چاپ دوم " کتاب ترشیز ۱ " هم از چاپخانه درآمد و عزیزی بشارت چاپ نهم گل اشکم رو داد. البته کار دیگری رو هم چند روزی است شروع کردهام که با شروع ترم جدید و کلاسهای درس، فرصت چندانی برای ادامهاش نمیمونه. موضوعشم باشه برای بعد.
به جهت این توفیقات، خدا رو بینهایت شاکر و سپاسگزارم.
البته، خیلی دوست داشتم کتابهای ترشیز۲ و ۳ ( حاوی تاریخ شهرستانهای بردسکن و خلیل آباد) رو هم ببرم زیر چاپ اما حقیقتاً هزینهی سنگینی بر دوشم تحمیل میشد و از طرفی متأسفانه، کتابخون و کتابخر هم که در این دیار زیاد نیست، لذا موند برای فرصتی دیگه.

