سخنگاه كاشمريها
خیلی دلم گرفته، هوا هم که می بینید شده عین آدمایی که بغض راه گلوشونو گرفته و چشماشون پر اشکه اما نمی دونم چرا نمی ریزه.
من با برف حال می کنم و از هوای برفی بی نهایت لذت می برم. هر شب به آسمان خیره می شم به امید این که شاید خداوند ترحمی کنه. اینک به یاد اون روزها و سال های نه چندان دورُ تصویری زیبا از یک روز برفی از جاده سید مرتضی(ع) میذارم، شاید خدا رحمش بیاد و تفضلی کنه که مردم به ویژه مردم شهرستان کاشمر و علی الخصوص کوه سرخی های با صف خیلی نگران خشکسالی سال آینده اند.
خدایا خودت لطفی کن:
غزه همچنان در آتش خشم ددمنشان خون آشام صهیونیست می سوزد و من در آتش خشم ناشی از بی غیرتی قوم عرب و به ویژه توطئه ی خائنانه ی سران برخی کشورهای عربی همچون عربستان و مصر با و حشی های صهیونیست برای حذف واژه ی مقاومت از قاموس عرب!
خدایا! کاری کن! تا کی خون دل خوردن و صبر مرگ کردن!
وقتی که خنده زخمیه
عبدالجبار کاکایی سرودهای به مناسبت قتلعام وحشیانه رژیم صهیونیستی در غزه یا عنوان "جنگ باور میکنم" منتشر کرد.
کاکایی در شعری که به مناسبت قتلعام وحشیانه رژیم صهیونیستی در غزه سروده چنین نوشته است:
بغضُ باور می کنم، وقتی که خنده زخمیه
جنگُ باور میکنم، وقتی پرنده زخمیه
بوی باروت، بوی سیب، طعم شکستن صدا
رنگ ِ خاکستری ِمرگ ِتموم ِآدما
اگه تلخه اگه شیرین، دیگه دور آخره
یه نبرد بیامون، یه جنگ نابرابره
آخرین سنگُ به شیشههای دنیا میزنیم
میمیریم، آتیش به چشمای تماشا میزنیم
گریه میکنیم که روشن شه چراغ خندهها
دیگه دلواپس دنیا نباشن پرندهها
نازنین گریه نکن، فردا که آفتاب بزنه
طعم زیتون میده خونی که تو رگهای منه
کودک غزه چه تنهاست، تماشا نکنید
حسین بزرگی (حامد) غزلی را به یاد شهدای غزه سرود و آن را منتشر کرد.
این شاعر کشورمان در شعری که تاریخ اول محرمالحرام در زیر آمده، چنین نوشته است:
در و دیوار چه گویاست، تماشا نکنید
خواب، چشم همه دنیاست، تماشا نکنید
میدرد گرگ، بدنهای غزالان چمن
جای گل، خون چمنآراست، تماشا نکنید
گر همه عالم و آدم زجفا خاموشند
سنگ، در شورش و غوغاست، تماشا نکنید
چه نشستید، ببینید که در آتش و خون
کودک غزه چه تنهاست، تماشا نکنید
بیرمق ،خسته، پراز درد، ندیدید چهسان
غرق خون پیکر زنهاست، تماشا نکنید
وه چه خوابید که صهیون وسط خانه ماست
هدفش غارت و یغماست، تماشا نکنید
بشنود هر کس و پاسخ ندهد مسلم نیست
امر پیغمر طاهاست، تماشا نکنید
بوش گوید به تمسخر به جهان، این تحفه
عیدی مختصر ماست، تماشا نکنید
دهه عشق و عزاداری ارباب آمد
كربلا منتظر ماست، تماشا نکنید.
کاش میشد که حسینیهای احداث شود
در دل غزه، چه زیباست، تماشا نکنید
زخمه شعر به چنگ ورقش زد حامد
که "لگدمالی گلهاست"، تماشا نکنید
پرسیدم ازحلال ماه: چراقامتت خم است؟
آهی كشید و گفت: كه ماه محرم است.
گفتم: كه چیست محرم؟ به ناله گفت:
ماه عزای اشرف اولاد آدم است
ایام سوگواری قافله سالار عرصه ی خونین کربلا حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بر شما ره پویان حضرتش تسلیت و تعزیت باد
قطعه قطعه شدن زنان و کودکان بی گناه فلسطینی توسط وحشی های خون آشام صهیونیست بر همه ی ما و شما تسلیت و تعزیت باد
«برای دختر غزه»
فاطمه شمس

خونابه جای شعر به کامم نشسته است
از بغض نام غزه ردیفم شکسته است
این مرزهای بستهی ناکام آب و نان،
این خاک بینصیب خدایا چه خسته است!
مفهوم گیج عدل به دادت نمیرسد
حتی خدا به گرد نگاهت نمیرسد
از اشکهای چشم تو فواره ساختند
خشم سپیدرود به پایت نمیرسد
تقویم سرخ هشتم دیماه سهم تو
حقالسکوت غصب زمین تو سهم ما
جغرافیای مبهم چشمان قهوهایت
این مرزهای شسته به کین تو سهم ما
از سالهای صلح سگی، جنگ مانده است
از ما فقط حکایت یک ننگ مانده است
با من بگو جنازهی خود را چه کردهای؟
وقتی فقط برای تو یک سنگ ماندهاست
جشن مسیح و وعدهی موسی به خون نشست
سلاخخانههای حقوق بشر کجاست؟
آتش گرفته پیرهن بادهای شرق
"طور" و پناهگاه شب دربهدر کجاست؟
موسی! عصای چوبی و سحرت اثر نکرد
قوم یهود خواب تو را هم ندیدهاند
از خاک و خون به نام تو کاشانه ساختند
بعد تو سالهاست به دریا رسیدهاند!

