سخنگاه كاشمريها
سلام دوستان همراه
راستش پس از قضایای تاسف بار انتخابات که خود شما بهتر از من نسبت به آن آگاهی و اشراف دارید، دیگر پیچ رسانه ی ملی (بخوانید میلی) را بسته و پارچه ای سياه بر روی آن انداخته و حالا حالاها کنارش گذاشته ام تا از سر درد و عصبانیت در اثر بمباران یک سویه ي خبر و تحلیل های مغرضانه و .... نجات پیدا کنم. در اين مدت، همدم من شده همین سایت ها و وبلاگ هایی که اخبار راست و دروغ را با هم به خورد ما می دهند ولی باز هم آن را ترجیح می دهم بر اخبار کاملا دروغ و يك سويه ي رسانه ی میلی!
الغرض، در گشت و گذار هر روزه ام به ده ها مقاله و تحلیل و خبر برمی خورم که بعضی از آن ها را پر مغز و با دیدی کم و بیش جامع الاطراف می بینم و دوست دارم شما هم این دست مقالات را ببینید. در این جا برای آن دسته از عزیزانی که هنوز نیم نگاهی به موضوعات سیاسی دارند، مقاله ای جالب و قابل تأمل از سايت عصر ايران مي آورم اميد است شما هم بپسنديد:
عصرایران - انقلاب که پیروز شد، امام خمینی (ره)، یکی از چهره های مطرح نهضت آزادی را به عنوان نخست وزیر دولت موقت منصوب کردند.
این در حالی بود که با توجه به نفوذ بی نظیر امام در میان مردم و قلب های آنان، هر که از جانب ایشان به این سمت منصوب می شد، با اقبال عمومی مواجه می گشت. لذا امام می توانستند از حلقه نزدیکان خود، کسی را در آن سمت حساس و در آن مقطع حساس منصوب نمایند ولی ایشان، مهدی بازرگان را برگزیدند تا این پیام به جامعه و به جهان منتقل شود که دایره دوستان انقلاب، محدود به حلقه نزدیکان نیست و نظام نوخاسته - که کمتر از دو ماه بعد "جمهوری اسلامی" نام گرفت- علاوه بر همه مردم ایران طیف وسیعی از فعالان سیاسی از ملی گرایان نهضت آزادی تا روحانیون دانش آموخته قم و نجف را به عنوان یاران و دوستان خویش به رسمیت می شناسد و در صدد است که با حضور و مشارکت همه آنها، اداره شود و تعالی یابد.
البته از حق نباید گذشت که برخی گروه ها، خود قدر این سعه صدر سیاسی را ندانستند و در حالی که می توانستند با بهره مندی از فضای سیاسی باز اول انقلاب در چرخه سیاست داخل باقی بمانند، با رویکردهای غیرمردمی راه خود را از نظام مردمی جدا کردند که از آن جمله می توان به سازمان مجاهدین خلق اشاره کرد که به اسم مردم، رودرروی مردم ایستادند و حتی به قتل مردم نیز دست آلود.
با این حال انقلابیون امام محور و دولتمردان آن روزگار، هرگز در مسیر کاستن از دوستان نظام و انقلاب نبودند و در این رویکرد، حتی از دادن تریبون به کمونیست ها در صدا و سیما و مناظره با آنها نیز واهمه ای نداشتند کما اینکه نسل اول انقلاب مناظره های صریح و بی سانسور شهید بهشتی با کیانوری که از تلویزیون پخش می شد و میلیون ها نفر را به خود جذب می کرد را خوب به خاطر دارند.
ترکیب مجالس و دولت های سالهای اول انقلاب نیز حاکی از حضور طیف های مختلف سیاسی و فکری در ساختار قدرت بود و نتیجه آن سیاست حکیمانه نیز حمایت بی نظیر مردم از نظام و انقلاب شان بود که منجر به مقاومت هشت ساله در جنگ تحمیلی شد والا اگر مردم احساس می کردند که حکومت، ملک طلق گروهی معدود است، هرگز جام و مال شان را فدای حفظ آن نمی کردند.
... اینک، سالها از آن روزگار می گذرد و جمهوری اسلامی، پس از سی سال تجربه و گذر از گردنه های صعب العبور تاریخ، مستحکم تر از قبل شده است.
اما بسیاری از دوستان انقلاب و حتی آنانی که در جریان پیروزی آن جزو مبارزان و زندان رفته ها و شکنجه شده های رژیم طاغوت بوده اند، اینک از سوی جمعی دیگر از همین خانواده انقلاب، که سهم بیشتری از قدرت دارند، نه تنها از قدرت رسمی و حکومتی رانده شده اند که با انگ های مختلف مانند منافقین جدید، خوارج، مهره های بیگانه و ... نواخته می شوند.
مردم، با حسرت و حیرت، می بینند نظامی که متعلق به همه شان است، از سوی طیف خاصی، "ملک خصوصی" قلمداد می شود و هر "دوست" ی که اعتراضی به این موضوع داشته باشد، بلادرنگ، "دشمن" نامیده می شود!
این، وضعیت خطرناکی است چه آنکه وقتی یاران انقلاب به انواع تهمت ها و ناسزاها و نارواها، نه تنها از دایره دوستان اخراج که دشمن و عامل بیگانه و جاسوس و برانداز نامیده می شوند، چه انتظاری هست که مردم عادی و به ویژه جوانانی که به مقتضای سن شان، نه در جریان انقلاب حضور داشته اند و نه در جنگ بوده اند، غیرخودی قلمداد نشوند و با آنها همانند بیگانه ها برخورد نشود؟!
این نکته ای است که مقام معظم رهبری نیز در 13 رجب امسال با صراحت تمام بدان پرداختند و تصریح داشتند حتی بروز اشتباه از سوی دوستان نیز مجوزی برای دشمن انگاری آنها نیست.
در واقع تاکید ایشان بر روی این محور بوده است که نظام جمهوری اسلامی ایران، تاکنون متکی بر مردم بوده است و این، آفت بزرگی خواهد بود که از دایره دوستان نظام کاسته شود چه آنکه این امر، می تواند به پشتوانه مردمی آن ضربه بزند و به تعبیر محسن رضایی در بیانیه اخیرش، کشور را به سراشیبی سوق دهد.
یک نظام مقتدر و عقل اندیش، همواره می کوشد بر دایره دوستان و همراهانش بیفزاید، معاند را به مخالف، مخالف را به موافق ، موافق را به دوست و دوست را به همراه و همیار تبدیل کند ولی متاسفانه شاهد آن هستیم که برخی تندروها، فارغ از راهبردهای نظام و صرفا بر مبنای برداشت های شخصی شان، روندی معکوس را در پیش گرفته اند و جالب اینجاست که مدعی اند این رویکرد را برای حفظ نظام پیشه کرده اند و این در حالی است که به آب انداختن سرنشینان کشتی نظام، نه تنها آن را سبکبال نمی کند بلکه در مواجهه با دزدان دریایی کم نیرو و ضعیف می سازد.
آقایان فراموش نکنند که با برگزاری فلان انتخابات یا فائق آمدن بر فلان بحران، کار نظام به سرانجام نرسیده است بلکه جمهوری اسلامی، همچنان استمرار دارد و هزاران مشکل ریز و درشت در پیش است به ویژه آنکه دشمنانی در محیط بین الملل دارد که هر لحظه مترصد فرصتی هستند تا گزندی بدان برسانند.
سلام عزیان همراه
وقت کردید سری هم به
وبنوشت مؤسسهي خيريهي اباصالح المهدي(عج) كاشمر بزنید با آدرس ذيل :
: http://abasaleh88.blogfa.com/


سوداي عشق تصويري مکتوب از شهيد محمود سبيليان
کتاب «سوداي عشق» مروري بر زندگي سراسر مبارزه و خاطرات جاودانه سردار شهيد محمود سبيليان است که از سوي نشر ستاره ها و با حمايت اداره کل حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس استان خراسان رضوي در آستانه دهمين سالگرد تشييع پيکر وي به چاپ رسيد.
«سوداي عشق» در برگيرنده مجموعه اي از خاطرات مرتبط با زندگي سردار شهيد سبيليان است که نويسنده کتاب: ايرج سعادتمند، طي 6 فصل، زندگي آن سردار عشق و معرفت را در بستري عرفاني روايت مي کند. فصلهاي کتاب را عناوين: از طلوع تا بالندگي، روش شناسي محمود، بال پرواز، درسهاي زندگي، پرواز تا اوج معراج و بازگشت پس از سالها تشکيل مي دهند.
گفتني است، سردار شهيد سيد محمود سبيليان در سال 1338 در کاشمر پا به عرصه وجود گذاشت. از سنين نوجواني وارد محافل سياسي و مبارزه با رژيم ستمشاهي گرديد و با بهره گيري از انديشه هاي امام خميني(ره) و رهنمودهاي مرحوم آية ا... رباني شيرازي و مرحوم آية ا... مشکيني(ره) که در سالهاي اختناق در کاشمر تبعيد بودند، توانست نقشي تعيين کننده در مبارزات سياسي ايفا نمايد.
از ويژگي هاي بارز شهيد سبيليان، اعتقاد عميق به کادرسازي و پرورش نيروهاي مکتبي مجهز به بصيرت ديني بود. وي در اين راه، تمامي توان مادي و فکري خود و ديگران را به کار گرفت و به موفقيتهاي چشمگيري دست يافت و نيروهايي کيفي را چه پيش از انقلاب و چه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، پرورش و تحويل جامعه داد؛ به گونه اي که نيمي از شاگردان و دست پروردگان او از نيروهاي کارآمد جبهه هاي حق عليه باطل بودند.
تأسيس ارگانها و نهادهاي انقلابي، کميته انقلاب اسلامي، سپاه پاسداران، جهاد سازندگي، اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانش آموزان و... از جمله خدمات ماندگار آن سردار شهيد در کاشمر است. به دليل توان اجرايي و فکري بالا و خدمات صادقانه وي، مسؤولان استان او را براي قبول مسؤوليتهاي کليدي استاني و کشوري فرا خواندند. مدتي در واحد اطلاعات سپاه منطقه خراسان به عنوان معاونت منشأ اثر و خدمت بود. سپس به عنوان مسؤول دفتر نهضت ها مشغول به کار گرديد و در اين سمت، نقش بارزي در ائتلاف گروه هاي جهادي افغانستان و پيروزي آنان برابر قدرت شرق ايفا نمود.با وجود اين، روح عرفاني او که از چشمه هاي معرفت استادان و بزرگاني چون مرحوم آية ا... ميرزا جواد آقا تهراني(ره) و آية ا... سيد عزالدين زنجاني سيراب گرديده بود، همواره در پي يافتن معشوق واقعي و وصال معبود بود. تا اينکه با اصرار و پافشاري و پشتکار و حتي با انجام نذر و نياز به آرزوي قلبي اش که حضور در جبهه هاي نبرد حق عليه باطل و جهاد في سبيل ا... بود رسيد و در چهارم اسفند سال 1362 در عمليات خيبر در حالي که لباسهاي نو و سبز پاسداري به تن داشت و هنوز چند ماهي از بيست و چهار سالگي اش نگذشته بود، مزد تلاش مخلصانه اش را گرفت و رداي سرخ شهادت پوشيد.باقي مانده جسم خاکي اش 16 سال بعد، با کاروان «از آغوش امام(ره) تا پابوس امام(ره)» با شکوه تمام، تشييع گرديد و در سي ام خرداد سال 1378 در جوار آرامگاه شهيد آية ا... مدرس و در کنار دوستان و همرزمانش آرام گرفت.
به نقل از: روزنامه قدس- یکشنبه ۳۱/۳/۱۳۸۸

